[post-views]

این سه مهمان جدید خانهی ما!
سه جوجه فنچ در سه رنگ مختلف!
البته یک جوجه که چند روز است پرواز میکند قبلاً به جمع مهمانهای ما اضافه شده است!
در کنار خبر بد شکستن پام این خبر خوب قطعا التیام بخشه! (نگران نباشید یک موبرداشتگی!! جزیی است!)
در حالیکه من خودم رو آدم خوش شانسی میدونم که بلا سرم زیاد نمیاد جالبه یکی از دوستان لقب پدر حادثه رو به من داده. به این فکر میکردم که برداشت من و ما از یک اتفاق از خود اون اتفاق مهمتره.
الان که چند دقیقه فرصت دارم تا جلسه بعد کمی بنویسم از همزمانی جالب اتفاق شکستن پام بگم. دوست عزیزی چند دقیقه قبل از این اتفاق برام دایرکتی از بخشی از یک سخنرانی فرستاد که مومن (منظورم نیست که من هستم! البته دوست دارم که باشم.) ماهی برش نمیگذره مگر اینکه بلایی به سرش بیاد. از طرفی در ناخودآگاه من آن روایت که پیامبر (ص) در خانهای میگذشت و تخممرغی افتاد و نشکست و پیامبر فرمود از این خانه و اهل آن باید حذر کرد سخت نشسته است!
از طرف دیگر تحلیل من از این اتفاق به پدیدهی همزمانی یونگ برمیگردد! چه ملغمهای! وقتی از خودت زیاد کار میکشی، سلف جایی ترمز را میکشد که مجبور شوی متوقف شوی و تامل کنی! سلف عزیز من میخواهم اما چه کنم که نمیشود! میدانم که میگویی اگر سرکار بودی از این چند روز بیشتر کار نمیکردی و فکر یک بلای جدیتر هستی اما کوتاه بیا! قول میدم تامل کنم و مثل دیشب تا ۸ شب کار نکنم! دیگر دارد جلسهی بعدی شروع میشود و مجال حتی دوباره خواندن این خطوط نیست!
باری خواستم بگویم به یک اتفاق میشود از مناظر گوناگون نگریست! مهم نیست کدام درست است مهم این است که کدام را برمیگزینیم و از آن مهمتر این است که چرا آن را انتخاب کردیم! آدمی که جهان را امن و مثبت میبیند همهی اتفاقات را حتی منفیترین را مثبت میبیند و کسی که منفی همه چیز را حتی مثبتترین را منفی میبیند! این مستقل از محتوای واقعی چیزهاست!
انتخاب با ماست. من که زندگی را دوست دارم و نمیگذارم لحظهای از آن هدر برود!
پینوشت: دو ماه است که روح دیمیتر در خانهی ما روز به روز حضور بیشتری مییابد! ماهیها بچه میزایند، گیاهان جوانه میزنند و پرندگان جوجه میکنند. میدانم که بهار است اما این چیزی فراتر از یک بهار معمولی است!

مربی و منتور شما پدر و مادر هستید بقیه اداتون رو درمیارن! دو روزه از اون جوجههایی که از خونه بیرون نمیومدند پرواز یاد دادید و لحظهای ازشون غافل نبودید. چقدر تلاشتون خستگیناپذیر هستید. ندیدم در این چند روز حتی دقیقهای استراحت کنید و آرامش داشته باشید. شاید اگر ما پدر و مادرها هم مثل شما دستنخورده باقیمانده بودیم فرزندپروری مون شبیه شما اینقدر بینقص بود.
این منتور طوسی رنگ که در عکس اول دیده میشه پدره و منتور مادر سفید رنگه که در ویدیو بعدی دیده میشه.







ثبت ديدگاه