۴۳ سالگی، شادمانه و شاکر

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

[post-views]

خدایا! چگونه نعمت هستی که به من بخشیدی را شکر گذارم! مرا در طول قرن‌ها از صلب‌ها به رحم‌ها حفظ و منتقل نمودی و نهایتا مرا در تاریکی رحم مادرم در ۴۴ سال قبل از مایعی ناچیز حیات بخشیدی و از هر گونه عیب و ایراد پیراستی. بعد از پاگذاشتنم به خلقت چگونه دل مادر و پدرم را بر من نرم و مهربان کردی و روزیم را از شیر مادر تا پس از آن همواره برای من تدارک دادی. هر روز خلقتم را تکمیل‌تر کردی تا به حد اعتدال رسیدم و سپس خود را به من شناساندی و برهان را بر من نمایاندی و شناخت خود را به قلبم الهام فرمودى و در عجایب حکمتهاى خویش چشم عقلم را حیران ساختى!

با کدام وسیله و چگونه نعمات بی‌حساب تو را شکر گذارم که هر شکری با نعمتی که تو عطا کردی قابل انجام است و بتبع مستوجب شکری دیگر است! من شکر تو را اندک به‌جای آوردم ولی تو از هیچ نعمتی محرومم نکردی و در نافرمانی کوتاهی نکردم ولی تو گزندی نزدیم! اى خدای من از بالا و پایین شدن احوال جهان و برهم خوردن برنامه‌هایم که به زعم خویش با دقت تنظیم کرده‌ بود و نعمت‌هایی که بخشیدی و به حکمتی بازپس گرفتی دانستم غرض تو از آفرینشم آن است که تو را در هر چیز و هر اتفاق ببینم و در هیچ زمان از تو غافل و جاهل نباشم!

از تو اى خدا تقاضا می‌کنم که از میان خواسته‌های بی‌انتهایم، خواسته‌ای را عطا کنى که بعد از آن از هر چه محرومم کنى زیانم نرساند! و اگر روا نسازى هر چه عطایم کنى نفعى به حالم نبخشد!

پی‌نوشت:

۱- آنچه آمد از دعای امام حسین (ع) در روز عرفه وام گرفته شد.

۲- پیرچشمی کلیدواژه‌ای است که شب تولدم برای من یک دنیا شناخت به همراه می‌آورد!

۳- از همه‌ی عزیزانی که دیروز و امروز مرا یاد کرده‌اند سپاسگزارم.

کلمات کلیدی