[post-views]

تولدت مبارک مامان خانم!
دوست دارم.
سایهات بر سر من و ما مستدام!
ایکاش بالاخره از مادر بودن مرخصی میگرفتی و کمی زندگی میکردی. صبح که پا می شدی به جای غصهی من و امیر و بابا و دایی رضا و مرضی و مامانی که دیگر نیست برای خودت با طیب خاطر چایی میریختی یک ترانه میگذاشتی و چاییت که سرد نشده را داغ داغ میخوردی و ترانه را زمزمه میکردی بدون دغدغهای من و ما! میشود این آرزو دیگر آرزو نماند؟







ثبت ديدگاه