[post-views]

کتاب نمیگذارم کسی اعصابم را به هم بریزد نوشته آلبرت الیس بنیانگذار رویکرد رواندرمانی رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی (Rational Emotive Behavior Therapy) (REBT) بر خلاف وعدهای که میدهد خودش مایهی اعصابخردکنی است! ایده جذاب است: «تو مسئول احساسات خودت هستی. هیچکس نمیتواند تو را عصبانی یا ناراحت کند، مگر اینکه خودت با افکار و انتظاراتت به او این قدرت را بدهی.» اما با نثر خشک، تکراری و پرحاشیه، لحن معلموار و گاه تحقیرآمیز، مثالهای قدیمی و کلیشهای یک نتیجهی نامطلوب بهبارمیآورد! به این بیافزایید ترجمهی نامناسب که مطلب را نارساتر میکند! اما محتوا قطعا بسیار تأثیرگذار است که مهمترین بخش آن را در ادامه به زبان آدمیزاد میآورم. اگر ادامه این یادداشت را نمیبینید این جمله مهم الیس را به خاطر بسپارید البته قویا توصیه میکنم بخش مهم باورهای نادرست و ایدههای جایگزین را ببینید و کپی کنید و جایی نگه دارید تا برایتان ملکه شود! مایه اعصاب خردکنی اینهاست. اما جمله مهم آلیس:
«آرامش، حق من است. نه جایزهٔ دیگران به من.»
در این کتاب فقط بخشی از تکنیکهای REBT آمده است که در انتها سایر تکنیکهای این روش رواندرمانی را به اجمال میآورم.
خلاصهی هرفصل کتاب در چند خط به این شرح است:
۱) این فکرها و انتظارات ماست که ما را عصبانی میکند، نه کار دیگران
۲) سه اشتباه است که ما را عصبانی میکند:
۲-۱) باور به عدالت مطلق
۲-۲) نیاز به تأیید همیشگی
۲-۳) سرزنش کردن خود یا دیگران
۳) بازنگری و بازنویسی در افکار: مثلا به جای: «من حق دارم ناراحت باشم» بگو: «ناراحتیم را میپذیرم، ولی نمیخواهم درش غرق بشوم.»
۴) تکنیک ABC: (رویداد فعالکننده – باور تو – پیامد هیجانی) احتمالا بتوانید اصل کلمات که مختصرشده است را حدس بزنید! فرض کنید به کسی پیام میدهید و او جواب شما را نمیدهد! (رویداد)، با خود میگویید یعنی دیگر برایم ارزش قایل نیست (باور) و ناراحتی و خشم و اضطراب (پیامد)! اگر باور را تغییر دهیم پیامد تغییر میکند! مثلاً: شاید سرش شلوغ بوده. تا وقتی مطمئن نشدم، قضاوت نمیکنم.
۵) تمرین کن به جای منفعل بودن یا منفجر شدن، قاطعانه حرف بزنی! مهربانی با خود و قاطعیت با دیگران. قاطعیت یعنی: «این رفتار تو برای من ناراحتکنندهست. لطفاً رعایت کن.» وقتی از کوره در میروی خودت را ببخش. تو انسانی، نه ماشین خونسردی!
۶) چهار احساس احمقانه از نگاه الیس عبارتند از:
«احساسات ما، نتیجهٔ افکار ما هستند. اگر فکر اشتباه باشد، احساس هم مخرب میشود.»
۱. 😡 خشم انفجاری (Hostile Anger)
باور پشتش: «دیگران نباید چنین کاری بکنند!»
نتیجه: خشم کنترلنشده، رفتار پرخاشگرانه یا سکوت کینهورزانه.
🔁 جایگزین سالم:
«دوست ندارم این اتفاق بیفته، اما میتونم بدون پرخاش از خودم دفاع کنم.»
۲. 😥 افسردگی فلجکننده (Debilitating Depression)
باور پشتش: «من شکست خوردم، پس بیارزشم.»
نتیجه: احساس بیفایدگی، بیانگیزگی، خودسرزنشی.
🔁 جایگزین سالم:
«شکست خوردم، ولی این شکست من نیستم. من هنوز حق دارم ادامه بدم.»
۳. 😨 اضطراب فلجکننده (Crippling Anxiety)
باور پشتش: «باید موفق بشم. اگه نشه، فاجعهست!»
نتیجه: نگرانی مزمن، خودفلجی، اجتناب از تجربهها.
🔁 جایگزین سالم:
«ممکنه موفق نشم، اما این پایان دنیا نیست. میتونم مدیریت کنم.»
۴. 😤 احساس گناه سمی (Neurotic Guilt)
باور پشتش: «اگر دیگران ناراحت شوند، من آدم بدیام.»
نتیجه: خودسرزنشی دائمی، احساس بیارزشی، فداکاری بیمارگونه.
🔁 جایگزین سالم:
«ممکنه اشتباه کرده باشم، اما این منو به آدم بدی تبدیل نمیکنه. میتونم جبران کنم، نه شکنجه.»
۷) در بخشی دیگر او و همکارش آرتور لانگ مواجهه با افراد دشوار (رئیس کنترلگر، شریک عاطفی خشمگین، فرزند لجباز و همکار بیملاحظه) را توضیح میدهند و بعد از آن به ما میگوید چگونه با خود مهربانتر باشیم چیزی که به اندازه سایر بخشها به آن شخصا خیر نیاز دارم
۱. وقتی کسی بیاحترامی میکند
📌 باور ناسالم:
«او نباید اینطور با من رفتار میکرد! این غیرقابل تحمله!»
🔁 باور سالمتر:
«دوست ندارم اینطور رفتار کنه، ولی دیگران همیشه مطابق میل من نیستند. میتونم از خودم محافظت کنم، بدون اینکه منفجر بشم.»
✅ تمرین: بهجای اینکه به شخص فکر کنی، روی واکنش خودت تمرکز کن:
«چه نوع واکنشی به خودم حس قدرت میده، نه حس قربانی بودن؟»
۲. وقتی کسی دائم غر میزند و نقش قربانی بازی میکند
📌 باور ناسالم:
«او باید بالاخره بفهمه داره خودشو اذیت میکنه، دیوونهم کرده!»
🔁 باور سالم:
«این سبک زندگی یا حرف زدنشه. من مسئول تغییر او نیستم، اما میتونم مرزهای ارتباطیمو حفظ کنم.»
✅ تمرین گفتوگوی سالم:
«میفهمم سخته، اما ترجیح میدم بیشتر روی راهحل تمرکز کنیم. دوست دارم بتونم کمک کنم، نه فقط گوش کنم به تکرار درد.»
۳. وقتی رئیس، والد یا همسر کنترلگر یا عصبانیست
📌 باور ناسالم:
«من باید بتونم او را آروم کنم. اگر نتونم، یعنی من بیعرضهام.»
🔁 باور سالم:
«من مسئول احساسات دیگران نیستم. فقط میتونم مسئول رفتار خودم باشم.»
✅ تمرین: قبل از گفتوگو، برای خودت یادآوری کن:
«من قرار نیست همه رو راضی کنم. من فقط قراره مرز و احترامم رو حفظ کنم.»
۸) چطور با خودمان مهربانتر باشیم؟
۱. خودت را بخاطر اشتباهات گذشته شکنجه نکن.
📌 باور ناسالم:
«چرا اون تصمیمو گرفتم؟ چرا اون حرف رو زدم؟ کاش برمیگشتم عقب!»
🔁 باور سالم:
«اون موقع با دانشی که داشتم، همون تصمیم رو گرفتم. الان یاد گرفتم. همین یعنی رشد.»
✅ تمرین نوشتاری:
سه تصمیم گذشته را بنویس. جلوی هرکدام بنویس:
«آن موقع نمیدانستم چیزی را که الان میدانم. پس مقصر نیستم، در حال رشد بودم.»
۲. اشتباهاتت را به شخصیتت گره نزن.
📌 باور ناسالم:
«من همیشه گند میزنم. من بیعرضهام.»
🔁 باور سالم:
«گاهی اشتباه میکنم، ولی این منو به آدم بدی تبدیل نمیکنه.»
✅ تمرین گفتوگو با خود:
«من انسانیام که گاهی اشتباه میکنه. ارزشم وابسته به موفقیتهام نیست.»
اما قطعا مهمترین بخش این کتاب به زبان آدمیزاد ۱۰ باور غیرمنطقی و جایگزینهایش است:
❌❌
۱- همه باید مرا دوست داشته باشند و تایید کنند!!
۲- من همیشه باید بینقص و کامل باشم!!
۳- آدمهای بد باید مجازات شوند وگرنه دنیا بیعدالته!
۴- اگر کارها طبق میل من پیش نرود فاجعه است!
۵- دیگران موجب ناراحتی من هستند و من کنترلی روی آن ندارم!
۶- اگر اتفاق بدی بیفتد خیلی نگران و مضطرب می شوم!!
۷- فرار و انکار مشکل بهتر از مواجهه با آن است!
۸- من به دیگران محتاجم و باید همیشه به کسی تکیه کنم!!
۹- گذشته من تعیینکننده حال و آینده من است!
۱۰- اگر برای مشکلات دیگران ناراحت نشوم بیاحساسم!!
این هم ایدههای جایگزین برای اینکه حال بهتری داشته باشیم:
✅✅
۱- مورد پذیرش بودن و محبوب بودن خوب است اما قرار نیست برای کسبش هر کاری کنیم! ارزشمندی با این دو مرتبط نیست.
۲- من همه تلاشم را خواهم کرد اما حق برخطا بودن از آن من است!
۳- بدرفتاری آزاردهنده است اما خشم و کینه چیزی را درست نمیکند!
۴- همیشه همهچیز طبق برنامه پیش نمیرود!
۵- ممکن است تحتفشار باشم اما واکنش مسوولیت خودم است!
۶- نگرانی بیش از حد کمککننده نیست. آمادهبودن با مضطرببودن متفاوت است.
۷- اجتناب موقتا آرامشبخش است ولی خیلی زود با مشکل بزرگتری مواجه میشویم!
۸- من از کنار دیگران بودن لذت میبرم اما حس ارزشمندی نیازی به تأیید آنها ندارد!
۹- گذشته از من، این من موجود را ساخته است اما من همیشه میتوانم مسیرم را عوض کنم!
۱۰- همدلی با دیگران مهم است اما غرق شدن در درد دیگری حتی مانع همین همدلی هم میشود! (مثل مددکاری که باید به صورت حرفهای به یک بچه سرطانی کمک کند بدون احساسی شدن!)
البته فقط بخشی از تکنیکهای REBT در این کتاب آمده است این تکنیکها به اجمال اینها هستند:
1. ABC Model (مدل ایبیسی)
✅ هدف: تشخیص رابطه بین رویداد فعالکننده (A)، باور من (B)، و پیامد (C).
2. Disputing (چالش با باورهای غیرمنطقی)
✅ هدف: زیر سؤال بردن باورهای «احمقانه» یا ناسالم (مثلاً: «همه باید دوستم داشته باشن»).
❓ سؤالات مفید:
آیا این باور با واقعیت سازگار است؟
آیا این باور به من کمک میکند یا آسیب میزند؟
اگر دوستم این فکر را داشت، به او چه میگفتم؟
3. ایجاد باور عقلانی جدید (New Rational Belief)
✅ هدف: جایگزینی باور ناسالم با باوری منطقیتر.
✍️ مثال:
باور ناسالم: «اگه اشتباه کنم، آدم بدیام!»
باور عقلانی: «همه اشتباه میکنن، اشتباه یعنی در حال رشد بودن.»
4. تکنیک “چه بد؟” (So What?)
✅ هدف: کاهش شدت فاجعهسازی.
✍️ مثال:
«اگه اون از من خوشش نیاد چی؟» → «خب… چه بد؟ خیلیها از خیلیها خوششون نمیاد!»
5. تمرین تحمل ناکامی (Frustration Tolerance)
✅ هدف: افزایش تابآوری در برابر سختی یا مخالفت.
✍️ جمله تمرینی:
«این موقعیت ناراحته، ولی میتونم تحملش کنم. لازم نیست کامل باشه.»
6. تمرین رفتاری (Behavioral Practice)
✅ هدف: عمل بر اساس باور جدید، حتی اگر احساس اولیه مقاومت کند.
✍️ مثال: اگر باور قدیم «همیشه باید همه دوستم داشته باشن» را کنار گذاشتی، ممکنه تصمیم بگیری یک «نه» صریح به کسی بگی و تحمل کنی که ناراحت شود.







ثبت ديدگاه