[post-views]

پیام میآید: «اگر قرار باشد یکبار دیگر فرزندم را بزرگ کنم خودم را کمتر جدی میگیرم و جدیتر با او بازی میکنم! کمتر او را میکشیدم که تندتر بیا و بیشتر در آغوشش میکشیدم! رفتار خشک و سختگیرانهام را کمتر به کار میگرفتم و بیشتر حمایتش میکردم!» تقویم را باز میکنم تا ساعت اذان را چک کنم پیام میآید: «چراغی فرا راه باش نه داوری سختگیر! الگو باش نه منتقد!» میدانم این پیامها تا شب همینطور میآید، در مکالمهای در فیلمی! از زبان دو نفر عابر رهگذر! در رفتار پدری با کودکش! و … مثل سکانسهای اولیه هری پاتر! نمیشود از آن فرار کرد! کی من سوال کردم و همزمانی جوابم را نداده؟! کی خواستم و برآورده نشده؟! گورپدر مردم! کار درست را انجام بده! مگر این همه نخواندی و نخواندی تا درست را بفهمی! پس چرا باید داوری دیگرانی که میدانی چگونهاند تو را به فکر فرو میبرد!؟







ثبت ديدگاه