خوداظهاری 

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

[post-views]

اولین بار بیست‌وچند سال پیش بود که با مفهوم خوداظهاری در ای‌اف‌کیو‌ام آشنا و مفتون آن شدم! در فرهنگ محافظه و ریاکار ما اینکه بپذیری که به ارزیابی خود شخص در مورد خودش اعتماد کنی چالش‌برانگیز بود! بعدها شنیدم که در آمریکا از شما مانند ایران برای هر بروکراسی هرچند نه چندان جدی هزاران کپی مدارک لازم نیست و به تو اعتماد می‌کنند ولی هزینه تخلف را بسیار بالا می‌برند! بعدتر در اکالا بود که به ازای هر شکایت کیفی مشتری دیدم که گاهی ما برای دویست‌ هزار تومان پانصد هزار تومان خرج می‌کنیم اما رقیبمان به ادعای مشتری اعتماد می‌کرد و جمع همه هزینه‌هایی که صرف تقلب و‌ فراد می‌شد از هزینه‌های مادی و معنوی کنترل آن کمتر بود! نمیدانم به خاطر تعلق من به گروه الف که آدم‌ها را نوعا و بیشتر مثبت می‌دانند و تلاشم برای شفافیت یا صراحت بود یا چه اما من عاشق خوداظهاری بودم. امروز که تقریب قریب به اتفاق تیم عملیات به متدولوژی من که بر اساس خوداظهاری فروشنده فروشگاه بنا شده بود لبخندی بر لب من نشست که چگونه یک روش بیست‌وچند ساله هنوز در بخش بزرگی از فرهنگ ما پذیرفته شده نیست! اینکه اعتماد به اظهارنظر دیگران و بالابردن هزینه‌های تخلف با جای از بیخ‌وبن زدن آن چه روش مترقی و قابل‌اتکایی است. اینکه حتی اگر خوش‌بین هم نباشیم و فقط کمی آمار و مثلا توزیع نرمال بدانیم می‌پذیریم که آدم‌ها نوعا قابل اعتماد هستند و این سیستم‌ها و نظام‌ها هستند که آنها را خراب می‌کنند. می‌پذیرم که اگرچه در کولونی تیم عملیات (شما بخوانید فروش) احتمالا چولگی این توزیع بالا می‌رود ‌اما همچنان خوداظهاری روش ارزان و قابل‌اعتمادی است! مگر اینکه کار پاکان را قیاس از خود بگیریم و شیر اندر بادیه را با شیر اندر بادیه اشتباه بگیریم!!

کلمات کلیدی