راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش!

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
خیلی بد خیلی خوب
5,00 امتیاز از 3 رای
Loading...

[post-views]

خیلی گشتم که عکسی پیدا کنم که منعکس‌کننده‌ی بیشترین حال تو در آخرین سال تک رقمی زنگیت باشد. تقریبا یک هفته از تولدت گذشته و دستانم به نوشتن نمی‌رفت! دلیلش فقط اتفاق یکی دو روز قبل تو که مرا به ۳۰-۴۰ سال پیش برد نبود و نیست! دلیلش شکست همه‌ی تئوری‌هایی است که فکر می‌کردم قرار است فرزندپروریم را تضمین کند! همه‌ی کتابهایی که با ولع خوانده بودم از پیش چشمم رد می‌شود و همه غروری که اینها به من داده بود! حافظ به عتاب به سخن می‌آید که: «راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش!» من که در کسب‌وکار قبلاً به اذعان به این فقر رسیده بودم که این تربچه نقلی‌ها شاید در ظاهر چیزی باشد اما حقیقتا چیزی نیست! اما گویا باید در صحنه صحنه‌ی زندگی به این اذعان برسم! در فرهنگ همفکران من «سپردن» بچه‌ها عرف است من هم از خیلی وقت پیش این کار را کرده‌ام اما گویا به مصداق همان آیه که اکثر مومنان، مشرک هستند این تفویض خالصانه نبود و نیم‌نگاهی به الهه‌های دیگر داشته‌ام. از نظر ما هیچ چیز اتفاقی نیست! و نام «هادی» خداوند جاری است! من اگرچه از هیچ جهتی به «نوح» حتی شباهتی ندارم اما از حساب‌کردن روی توانایی‌هایم به پسرش چرا! آیینم؟ ببخشید که این نوشته هیچ شباهتی به مولودیه ندارد اما نخواه که حرف و دلم دو تا باشد که اگر بخواهی هم اگر چه خاطرت خیلی عزیز است اما نمی‌شود، نمی‌توانم یا هرچه! من اگر شرک نباشد در لقمه‌های تو و آمین و مامان و خودم حداکثر توانم را مبذول داشته‌ام و امیدوارم که خداوند «قدر» کم ما را در حد کرم خود «قضا» نماید! اذعان می‌کنم اگر سرنوشت تو و آمین مشحون سعادت شود لطف خداست و زبانم لال اگر … . زبانم لال که اگر به جز به «ماشاالله» باور داشته باشم.

کلمات کلیدی